![]() |
![]() |
|
| دردودل |
|
سلام
چه حس خوبیه اگه گفتید چه حسی؟
دایی شدن بچم سیده میگن حلال زاده پی دایش میره راسته مثل من عجله داشت ۲۵ روز زودتر اومد تو این دنیای شلوغ دیروز مامان اینا واسش یه سری وسیله خریدن فکر کنم تا فهمید زود تر اومد تا صاحب شه اخه ترسید داییش ازش بدزده
دعاش کنید که دلش مثل دل شماها پاک باشه و تو این یه رقم پی دایی نره بعدن عکسشو میذارم
(راستی یادم رفت ولینتاین رو تبریک بگم ما که جز شما کسیو نداریم پس به شماها تبریک میگم داستان اصلی ولنتیانو هم تو پست بعدی تعریف میکنم) یا علی فعلا |
|
+ نوشته شده در
84/11/24ساعت 21:59 توسط یکی مثل خودت |
|
|
سلام
وای که چقدر خستم دارم تامو جری میرم تازه از دسته و هیئتو عزاداری اومدم خونه هیچ کی هم خونه نیست من از دیروز ظهر تا حالا نیومدم خونه دیروز ظهر با گروه رفتیم دسته
بعدشم رفتم هئیت شب عاشورایی خیلی ناز بود مجلس بعدشم رفتم واسه یه دسته زنجیر زنی که دعوت کرده بودن بعدشم تو یه امامزاده واسه صبح طلوع صبحم باز با گروه موزیک تا الان که ساعت ۲:۳۰ هست گرچه به دعای گربه سیاه بارون نمیاد ولی یاد همه بودم التماس دعا عزداریهاتون قبول یا علی |
|
+ نوشته شده در
84/11/20ساعت 14:29 توسط یکی مثل خودت |
|
|
دنبال کسی نباش که باهاش زندگی کنی
دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی |
|
+ نوشته شده در
84/11/15ساعت 14:35 توسط یکی مثل خودت |
|
|
دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش؟
زیرا که خداوند عزادار حسین است سلام اره سلامم رنگ خونه عزاداریهاتون قبول راستش نمیخواستم تو محرم بنویسم ولی خب یه جورای نظرای دوستان و یه سری مسائل دیگه نذاشت ننویسم وای که محرم چه ماه نازیه با تمام غمایی که داره واسه من یه جورایی دوسست داشتنی و نازه اصلا اول سالمه یعنی من تا محرم سال دیگه میتونم زنده باشم یا تا محرم بمیرم همه چیم محرمه یه وقت فکر نکنید من عربما چون محرم ماه اول قمریه یعنی یه جورای عید نوروز عرباست دیشب واسه جایی دعوت شده بودیم به خاطر گروه موزیکمون البته قابل ذکره که گروه موزیکمون تو مجالس غم میزنه ( ساکسیفون - ترومپت - ترومبون - ............ طبل و دهل سنج وووووو..............) اکثرا ساز بادیه تورو خدا وقتی تو مجلس دلتون شکست مارو از یاد نبرید حالا به هر اسمی منو یاد میکنید بکنید ولی منم یکی مثل خودتونم راستی یه زیارت قبول به یه عقاب بدهکارم تو گوشه کنار شهر که میرم بعضی صحنه ها ناخواسته اشکمو در میاره گاهی اوقات تو مسجد یا تو هئیت هر چی به چشام التماس میکنم اشکم در نمیاد حقم داره اخه چشی که اینهمه گناه کرده و واسه خلق خدا و دنیا گریه کرده چه جوری واسه ائمه گریه کنه؟؟ هان؟ ولی با یه صحنه گاهی اوقات اشک ادم در میاد حالا بماند بیایدو حرمت این ماه عزیزو داشته باشیم و نشکونیمش به خدا حیف به خدا عزت میاره شکسته شدن در مقابل اهل بیتو پدر مادر حتی ما رو از دعاهاتون فراموش نکنید یا علی |
|
+ نوشته شده در
84/11/14ساعت 14:12 توسط یکی مثل خودت |
|
|
سلام
وای که چه قدر درس خوندیم این چند وقته جاتون خالی دیروز ریختیم به هم دانشگارو ولی قبلش بگم عجب ....... هست این بهزیستی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیدید چه جوری از همه یه چیزی گرفت این اس ام اس رو میگم البته خدا رو شکر خودم ۱۰۰۰ تومن بیشتر پیاده نشدم ولی واسه بعضی ها زدم اونا ۵۰ تومن افتادن زنگ زدن باهام دعوا البته من که نمیخواستم ۵۰ تومن شه من گفتم ۱ وقتی ۱۰۰۰ تومنه حتما ۵ هم ۵۰۰۰ تومنه نگو ۵۰ تومن بود منم که کرم مسج دارم واسه همه دادم وقتی فهمیدم شروع کردم واسه همه دوباه مسج دادم که جون مادرتون ندید شوخی کردم خلاصه خوشبختانه فهمیدیم با زدن عدد ۷ میشه پس گرفت
کلی خوندیم شب قبلشم یه سری بچه های باحالو مهندسیو که تمام کرده بودنو دعوت کردیمو یه شام افتادیم تا تمرینا رو حل کنیمو توپ شیم اقا نمیدونم چرا همه ی جوابا با جوابای استاد تو جزوه فرق داشت البته بگم جزوه در کل ۱۵ صفحه بود بگذریم رفتیم سر جلسه با یه ورقه کوچولو که به من روحیه می داد ورقه که پخش شد دیدیم داد همه در اومد با این ۵ تا سوال چرت من دیدیم نمیشه زور زد اونایی که بلد بودمو نوشتم بقیه رو هم از تو ورق روحی بخشو جادوییه خودم کپی پیست کردم تو ورق نیم ساعته اومدم بیرون ولی جاتون خالی بقیه تمام ۱۰۰ دقیقه رو نشستن اومدن بیرون ( البته انداختنشون ) دیدم همه مینالن اومدن سمت من که حاجی تو چی کار کردی؟ ( آخه ما جزو فسیلای دانشگاهیم) گفتم روم به دیوار . گلاب به روتون ...... خلاصه تصمیم گرفتیم بریم اموزش تریپ دعوا من جلو میرفتمو یه ۳۰-۴۰ نفر پشتم با جزوه های مچاله جلوی در دانشگاه اتفاقی عزیز دلمون ( مصیب عباسی ) ریاست محترم واحدو دیدیم قبل از اینکه چیزی بگه خیلی شاکی گفتم این چه وضعیه دکتر؟ گفت چی شده؟ گفتم ۵ تا سوال داد استاد که ۳تاش تو جزوه نبود هیچ کتابی هم معرفی نکرده بودو از این حرفا گفت میان ترم چی ؟ گفتم نه بابا دیدم همش میخنده جواب سر بالا میده گفتم اینجوری که معلومه دارید مارو رد میکنید دکتر!!!! گفت من اگه به استاد بگم استاد نمیگه به تو چه؟ گفتم نا سلامتی رییس واحدید خلاصه گفت پیگیری میشه و رفت ماهم شاکی رفتیم اموزش پشت من ۴۰ نفر جلو در ایستادن رفتیم بحثو این حرفا که تو جزوه نبود رییس اموزش گفت جزوتون حتما کامل نیست ما جزوه ها رو روو کردیم گفت همینه گفتم اره گفت تو ۱۷ جلسه استاد همین قدر درس داد گفتم اره گفت باید تاسف خورد واسه استادو گروهو رییس گروه ما کللی کیف کردیم بعد گفت یه چیزی بنویسین منم یه متن بلند بالا نوشتمو گفتم امضا کنید بچه ها گفتن اول تو منم هم امضا زدم هم اسممو زیرش نوشتم تا خیالشون جمع شه خلاصه احتمال خیلی قوی یا باید ببره زیر نمودار اونم خفن یا اینکه...............
کف کردم چقدر چرتو پرت نوشتم اخه اینارو واسه چی من اینجا نوشتم؟ بی خیال بخونید حال کنید نمیدونم چرا ولی خوشحالم ایشالله شما هم همیشه خوشحال باشید فعلا تا اخر امتحانا که ۸ بهمن هست بای تا های التماس دعا از همگی یا علی
|
|
+ نوشته شده در
84/11/01ساعت 21:36 توسط یکی مثل خودت |
|
|
هم پیج خودمون همون ایمل آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| ما اینجوری هستیم |
یکی مثل خودت
نه خیلی دور نه خیلی نزدیک همین دورو ورام نزدیکای خودت یا علی و هیچ |
| پیوندهای روزانه |
|
درد دل آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|