![]() |
![]() |
|
| دردودل |
|
اینارو بعد خوندن بلاگ دوست گلم مهدی نوشتم ======>> ذهن زیبا
حرفاتو قبول ندارم یا علی و هیچ |
|
+ نوشته شده در
85/06/31ساعت 6:44 توسط یکی مثل خودت |
|
|
مگه میشه؟؟؟؟
صبح ساعت ۸ اونجا باشم منتظر بمونم که آیا مدیر گروهمون میاد یا نه خدا کنه فقط زود بیاد تازه اومد باید کلی نازشو بکشی با مهمان شدنت موافقت کنه بعدش ۳:۳۰ تا ۴ ساعت راهو بکوبی بیای شهر خودت تا آیا به وقت اداری برسی یا نه چون آخرین روز انتخاب واحد تو واحد شهر خودمونه ۱۲ واحد مونده ۹ تاشو شهر خودمون مهمون قراره بشم ۳تاشو تو همون خراب شده که عمرمون رفت دعا کنید بشه خدایی تا این رمان درام درس ما هم تمام شه و شاهنامه ی ما آخرش خوش باشه ساعت ۴ صبح راه میافتم ایشالله که کارام درست شه و برسم به انتخاب واحد اینجا ولی چه حالی میده تو شهر خود ادم درس خوندن یه جورایی تو دانشگاه احساس مالکیت میکنی گرچه کسیو نمیشناسیم ولی خب اشنا میشیم فعلا اگه بشه یعنی تمومه از همین الان رو سور فارغ التحصیلی من حساب کنید فکر کنم دی ماه بشه جفتش میکنم با تولدم التماس دعا یا علی |
|
+ نوشته شده در
85/06/24ساعت 22:17 توسط یکی مثل خودت |
|
|
ندیده عاشقت شدم نمیدونم چی میشه
میخوام یه بار ببینیمت بهم میگی نمیشه ندیدمت این غصه کم نیست آقا دوست دارم دست خودم نیست آقا ............................................................
سلام همه جا فرق کرده چراغونی شده پرچم وصله مردم شور دارن دلا عاشق شده هوا قشنگه همه چی نازه میلاد آقا صاحب و سرور هممون به همه ی دلای عاشق مبارک باشه
کاشکی ماهم سربازت بودیم!!! از آقا بخوایم عیدیمونو تو روز میلادش درک ماه رمضون قرار بده وای ماه رمضون از اینجا به بعد همه چی قشنگه التماس دعا یا علی |
|
+ نوشته شده در
85/06/16ساعت 14:24 توسط یکی مثل خودت |
|
|
نمیدونم پیش اومده واستون یا نه ولی من دلم جا مونده
شب جمعه یعنی پنجشنبه غروب رفتم آرامگاه دیگه اذان شده بود همه داشتن میومدن بیرون و میخواستن در رو ببندن خیلی شلوغ بود منو دوستم رفتیم مسجد کنار آرامگاه نماز خوندیم تو قنوت وقت ( ربنا آتنا ........) گفتن یهو یاد طواف افتادم بی اختیار اشکم در اومد بعدش رفتیم از پشت در نرده ای آرامگاه یه فاتحه خوندیم اونجا هم یاد بقیع افتادمو اشکم در اومد خیلی بهم حال داد تصمیم گرفتم تا جایی که میتونم ۵شنبه ها برم سر مزار شهدا یا هر کی که شد تو قبرستون بودن آرومم میکنه وقت بیرون اومدن ملت یه قیافه هایی میدیم که .......... حداقل اینجا میاین یاد مرگ بیافتید دیگه بنده های خدا ........ . التماس دعا یا علی و هیچ |
|
+ نوشته شده در
85/06/11ساعت 22:45 توسط یکی مثل خودت |
|
|
دلخوش ازآنیم که حج میرویم
غافل ازآنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم او که همینجاست کجا میرویم؟؟؟؟؟؟ دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هر که علی گفت که درویش نیست!!!!! ........................................................... یا علی رفتم بقیع . اما چه سود؟؟؟ هر چه گشتم فاطمه (ع) انجا نبود یا علی قبر پرستویت کجاست؟ ان گل صدبرگ خوشبویت کجاست؟؟؟ هرچه باشد من نمک پرورده ام دل به عشق فاطمه (ع) خوش کرده ام حج من بی فاطمه بی حاصل است فاطمه حلال صدها مشکل است من طواف سنگ کردم دل کجاست؟ راه پیمودم . پس منزل کجاست؟ کعبه ی بی فاطمه مشتی گل است قبر زهرا کعبه ی اهل دل است .............................................. دوست دارم اسم بی بی رو هم با اسم علی بگم پس: یا عشق علی
|
|
+ نوشته شده در
85/06/05ساعت 14:19 توسط یکی مثل خودت |
|
|
هم پیج خودمون همون ایمل آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| ما اینجوری هستیم |
یکی مثل خودت
نه خیلی دور نه خیلی نزدیک همین دورو ورام نزدیکای خودت یا علی و هیچ |
| پیوندهای روزانه |
|
درد دل آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|